خانه / دسته‌بندی نشده / رعایت حقوق افراد، واجب کفائی است!!!

رعایت حقوق افراد، واجب کفائی است!!!

 

هرکس صبح کند و دغدغه ی مسلمانان را در دل و ذهن نداشته باشد مسلمان نیست. (رسول خدا محمد مصطفی ، صلوات الله علیه)

چند سالی  است، مساله ای مهم توجه ما را به خود جلب نموده است که در جامعه ظاهرا به آن اهمیت بالائی داده می شود ولی در باطن امر، به آن با دغدغه نگاه نمی شود و با نگرانی و به عنوان بحران به آن توجه نمی گردد؟ چرا که خود شاهد هستیم بیشتر جلب نظرما کارهاو درگیری های روزمره و حساب و کتاب های تمام نشدنی است و توجه به این مساله که برای بهبود حال خود، دیگران و سعادت دنیوی و اخروی چه باید کرد، کمتر به چشم می خورد.از کجا آمده و به کجا خواهیم رفت و محبوب حقیقی از ما چه می خواهد، سوالی بسیار پراهمیت است که وظیفه ی ماست تا به آن توجه عمیق داشته باشیم.

خداوند پیامبرش را  برما فرستاده که ما را با فطرت خویش آشنا کند، وقتی همه چیز خدمت به مردم شود دیگر تمام زندگی ما آنچه خدا خواسته است می گردد . در آن وقت است که تمام زندگی ما ” ان صلواتی و نسکی و محیای ومماتی لله رب العالمین “می گردد. در اینجا اشاره به مطلبی از کتاب شرح چهل حدیث حضرت امام خمینی رحمه الله می نمائیم که فرمودند: هدف نهائی علم اخلاق این است که انسان را به کمال و سعادت حقیقی خود که همانا هدف اصلی خلقت جهان و انسان است، برساند . تفسیر واقعی و تحقق این کمال و سعادت به آن است که انسان ها به قدر ظرفیت و استعداد خود به تسبیح جمال و جلال خداوندی مشغول اند. انسان می تواند با اختیار و آزادی خویش، مقرب ترین، گویا ترین و کامل ترین مظهر الهی باشد. البته باید توجه داشت که خود سازی و تزکیه و تهذیب اخلاق، زمانی برای انسان میسر است که معتقد به توانائی خود در به دست آوردن کمالات و ارزش ها باشد، چنانکه گمان کند تلاش هایش بی فایده و در تکامل او و تغییر سر نوشتش بی تاثیرند جائی برای تزکیه و تهذیب وی باقی نخواهد ماند. زیرا اگر انسان در کارهایش مجبور باشد و اختیاری در ساختن سرنوشت خود نداشته باشد دیگر امر و نهی وی و مطرح کردن بایدها و نبایدها برای او بی معنا خواهد بود. پس دستیابی، به سعادت و تحصیل کامیابی فقط و فقط از طریق انجام یک سری اعمال اختیاری ممکن است یعنی مختار بودن و انتخاب گری انسان نخستین و مهم ترین اصل از اصول موضوعه اخلاق محسوب می شود. 

بعضی با خود می گویند: من حالم خوب است و حال دیگران به ما ارتباطی ندارد! ولی بحث اینجاست که خداوند این را نمی خواهد، دلیل امدن ما در این دنیا دلیل مهمی دارد . به این مساله باید ریشه ای پرداخته شود، زیرا زیر ساخت برای امنیت ساختمان بحثی است مهم و باید در پی ریزی دقت نمود. ما در دنیا دینی نداریم که در آن توصیه به محبت نشده باشد و حتی بعضی تکیه ی بر محبت دارند به نحوی که اخلاقیات را فقط محبت کردن می دانند در حالیکه محبت یکی از اجزای اخلاق است.

در فلسفه ی هندی هم تکیه گاه فرهنگ، معرفت النفس است آنان در اخلاق هندی می گویند: در تمام جهان فقط یک نیکی وجود دارد و بس که آن دوست داشتن دیگران است.

 در بیانات مقام عظمی ولایت این درس را گرفته ایم که فرمودند: دعاکنید همه را ، آنچنان که خود را دعا می کنید.( هر چه برای خود می خواهید برای آنان هم دقیقا از خداوند طلب کنید)

به نظر شما چرا انتخاب خداوند برای هدایت ما امامانی از جنس ما بوده است ؟ خداوند یک فرد را از کودکی ظرفیت می دهد و آماده می کند تا رسالتی چون اخلاق به او دهد یعنی چیز ساده ای بوده و در همه ی ما رعایت می شده و نیازی هم نبوده و خداوند نعوذبلله کاری پر فایده انجام نداده است ؟ نه ! اینجاست که باید خوب اندیشه کنیم و تامل زیرا خداوند می دانسته چه خلق کرده و برای چه به این دنیا آورده است. علم نامحدود است هر چه جلو می رویم به موارد متعدد و بیماری های گوناگون پی می بریم زیرا انسان ها هم موجوداتی پیچیده اند و باید هنگامی که می خواهیم در مورد مطلبی سخن بگوئیم تمامی افراد را در نظر بگیریم نه عده ی معدودی. یک استاد در سر کلاس خود همه مدل دانشجو دارد با ذکاوت، کم ذوق، با انگیزه و بالعکس ولی مطالب را باید طوری بیان کند که همه بتوانند از آن استفاده برندو این هم یک نوع مسئولیت اجتماعی محسوب می شود.

به طور مثال:

  • درد دیگران، درد ما هم هست، هرچه برای ما بداست برای دیگری هم بد است و…( این را باگوشت و پوست و خون باید حس کرد)
  • خود بزرگ بینی، بصورتی که دیگران را کوچک بپنداریم. به طور مثال، اگر تحصیلات دانشگاهی داریم و یا اگر به واقع، دانشی بر ما افزوده شده باشد، در این هنگام است که رفتار ما حاکی از تواضع و فروتنی قابل مشاهده ای گردد و اگر عکس آن دیده شد نتیجه ی نیافتن علم و دانش است. (فقر علمی)
  • این مهم نباید فراموش شود، تکرار این تفکرات در زندگی بایستی پررنگ جلوه کند، حتی دانشمندان به این امر اذعان داشته اند از رسول خدا و حضرت امیرعلیه السلام تا سقراط و حافظ و مولاناو…
  • نگران سلامتی هم نوعمان باشیم.
  • آبروی فردی در خطر است با لطافت خاصی به یاریش بشتابیم .
  • یک خطا از فردی می بینیم آن را انقدر بزرگ جلوه می دهیم که فرد را از حیثیت می اندازیم. مثلا: حافظه ی فردی، توانائی جسمی شخصی و ذکاوت و بینش فردی،  یاری یک عملی را ندارد انقدر به زبان های مختلف این را بین افراد بیان می کنیم که با پشت سر گوئی او شخصیتش لجن مال گردیده به طوری که گاهی او را از انگیزه ی ادامه ی زندگی ساقط می کنیم و هزاران مثل اینهاست که به عنوان مسئولیت اجتماعی بر گردن ما نهاده شده است.
  • اینها همه از چیست ؟
  • همه این موارد و موارد متعدد دیگر بصورت کامل و مشروح در کتاب خدا و نهج امیر علیه السلام آمده ولی هر کجای آن به نفعمان بوده برداشته ایم و بقیه را به فراموشی سپرده ایم مثلا در فرایندهای سازمانی نیز همین مدل عمل می کنیم 10 فرایند تعیین شده 6 تای آن را انجام می دهیم و بقیه را به خدا می سپاریم بعد هم می خواهیم کار به درستی پیش رود. این یک ناظر قوی می خواهد که ما در درون خود داریم، اسمش چیست؟ 

تمامی اینها در جائی است که ماصاحب دینی هستیم  بسیار دقیق و با ملاحظه که در آن آزار رساندن به هنگام نماز، باعث اعاده ی نماز می شود. مثل : بوی بد(جوراب ، سیر، پیاز و …)

شاید بعضی با خود بگویند چقدر سخت؟ در حالی که رعایت حقوق مردم کاری دقیق و پر اهمیت است ولی رعایت و توجه به آن پس از مدتی باعث آسایش  فرد خواهد شد زیرا عافیتی در بردارد که در کمتر عبادتی آن را خواهیم یافت.

انجام اعمالی چون حج ، زکات، خمس، روزه، بر همه و در همه حال واجب نیست. اما رعایت حقوق مردم ( حق الناس معروف) لحظه به لحظه کنار ماست و بر ما واجب است و ترک آن مکافات دنیوی و اخروی را به همراه خواهد داشت.

این اطمینان را داریم که اگر هدف را رضای خدا و یاری بنده های خدا بدانیم راه شفاف و همواری گشوده خواهد شد.

این عقیده را همه بایستی درخود تقویت کنیم راه درست و خدمت به خود و دیگران راهی است که مورد نظر خدای عالم است و برکات خود را در پیش رو دارد. حال باید چه کرد؟

در پایان عرض کنیم، هیچ علمی بالاتراز پرورش روح و جسم انسان ها نیست و بحثی کلان تر از آن، نخواهیم یافت. ما راهی را با عنایت خدا می رویم، اگر راه نجات را یافتیم سراغ هم نوعانم می آئیم و آنان را با خود به همراه می بریم تا با هم نجات یابیم. این نوع کار کاملا جهادی است وروحی پردغدغه و ناآرام می طلبد زیرا به ظاهر نه مالی دربر دارد و نه منصبی، اما از لحاظ معنوی الی ماشاء الله  از فضل خداوند غنی خواهیم شد. با بی ارزش نمایان کردن این نوع کار، خودمان از پیشرفت دور خواهیم ماند و به دیگران هم نفعی نخواهیم رساند. شاید چیزی تکان نخورد ولی حتمن چیزی هم به جلو رانده نخواهد شد و این حیف است تا در این دنیا هستیم به یاری خود و دیگران بشتابیم.( نه خشکی و سردی و نه مزاح و سبکی)

والسلام علی عبادالله الصالحین

درباره ی سعیده جعفری راد

رشته تحصیلی: دکتری تخصصی مدیریت دولتی گرایش خط مشی گذاری عمومی

همچنین ببینید

همه نیاز به خوب زندگی کردن دارند، یا فقط ما !!!

سال هاست در مورد مشکلات کشور ، طریقه ی مدیریت در دولت،  وزارت خانه ها، سازمان ها، کم کاری ها، پرکاری ها، دزدی ها و بی رحمی ها، فقر و نداری ها، بی ادبی و بی پروائی ها، و کلهم بی اخلاقی ها کلنجار می رویم ولی به راستی با خود فکر کرده ایم که این مشکلات به دست یک یا دو نفر و یا یک تیم به وجود نیامده بلکه خود ما دراین بی اخلاقی بسیار سهیم هستیم؟ سازمان ها و مدیرانشان در نگرانی حفظ منابع، روز و شب ندارند چرا؟ زیرا منابع اصلی سازمان ها بیمار شده اند و حال خوشی ندارند، پایداری سازمان ها مورد تهدید قرار گرفته است (نابودی هیچ امپراطوری باور کردنی نبود) در تک تک اینها ضعف مدیریت انسان بر خودش ، به وضوح قابل مشاهده است، اشکال  را در خود جستجو کنیم، همه چیز که به دست دیگران و مسئولین بر سر ما آوار نشده است. آیا با هم خانگی، همکار، همسر و دیگر افرادی که با آنها در تعاملیم توانسته ایم با نیت پاک و شفاف روبرو شویم! یا اینکه فقط خوشی و راحتی برای ماست و هرچه بدی است برای دیگران باید باشد!!! ما شادیم و مشکلی نداریم و دیگران اهمیتی ندارند!!! بدطینتی ، بدعاقبتی را در بر دارد، این خطری است که ما، زندگی ما و زندگی سازمانی ما را مورد تهدید جدی قرار داده است.( باید عوض شویم )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *