خانه / دسته‌بندی نشده / اگر می خواهید شهید شوید، باید شهید زندگی کنید .

اگر می خواهید شهید شوید، باید شهید زندگی کنید .

امروزه با افرادی روبرو می شویم که مدام آرزوی شهادت را به زبان جاری می نمایند، ولی در عمل، مواردی مشاهده می شود که مغایر این گونه هدف هاست. مورد مهمی که باید به آن توجه داشت این است که بهشت را با تلاش و کوشش و تحمل سختی می دهند، باید زحمت کشید و تلاش نمود، جهاد نیاز به مبارزه با نفس دارد، نیاز به رعایت دقیق موازین شرعی و اخلاقی دارد. فردی که در اصول اولیه ی مسلمانی وا مانده است و  فکر و ذکرش شهادت است، باید بداند بدون دقت و اهتمام بر روی اعمال حرامی که عادت شده و بر آن نیز اصرار می ورزد به آرزویش نخواهد رسید، هر خواسته ای راهی برای رسیدن دارد، فقط رعایت اذان و نماز و روزه که نیست، بلکه رعایت حقوق مردم از واجبات است و تک تک ما باید توجه خاص بدان داشته باشیم.

عشق به ولایت، مرگ شهادت گونه و دعا برای فرج بهترین حالات است ولی مبارزه با نفس را می طلبد و لازمه اش انجام کارهای دشواری است که کمتر مسلمانی به آن اهتمام می ورزد و آن، مراقبت از حقوق مردم است از قبیل: پرهیز از دروغ، تهمت، غیبت، سخن چینی که حق افراد را با ناپرهیزی در اینها پایمال می نمایند و غافل از این هستند که رعایت نکردن اینهاست که ما را از کسب درجات رفیع دور می سازد.

افرادی هستند که در انجام اعمال عبادی به خود سخت می گیرند ولی وقتی در ادای امانت خیانت می ورزند، وقتی برای پا برجائی اسلام به هیچ سختی و کمبودی تن در نمی دهند، وقتی برای حفظ اسلام از آبرو و آسایش خود مایه نمی گذارند، وقتی پای حرف حق و باطل به میان می آید بدون هیچ گونه پرهیز و مراقبتی دهان به هر هجوی باز می کنند، چطور باید آنان در زمره ی مدافعین اسلام قرار بگیرند و درجه ی شهادت را تقدیمشان کنند، آیا به این می اندیشیم!!

درباره ی سعیده جعفری راد

رشته تحصیلی: دکتری تخصصی مدیریت دولتی گرایش خط مشی گذاری عمومی

همچنین ببینید

همه نیاز به خوب زندگی کردن دارند، یا فقط ما !!!

سال هاست در مورد مشکلات کشور ، طریقه ی مدیریت در دولت،  وزارت خانه ها، سازمان ها، کم کاری ها، پرکاری ها، دزدی ها و بی رحمی ها، فقر و نداری ها، بی ادبی و بی پروائی ها، و کلهم بی اخلاقی ها کلنجار می رویم ولی به راستی با خود فکر کرده ایم که این مشکلات به دست یک یا دو نفر و یا یک تیم به وجود نیامده بلکه خود ما دراین بی اخلاقی بسیار سهیم هستیم؟ سازمان ها و مدیرانشان در نگرانی حفظ منابع، روز و شب ندارند چرا؟ زیرا منابع اصلی سازمان ها بیمار شده اند و حال خوشی ندارند، پایداری سازمان ها مورد تهدید قرار گرفته است (نابودی هیچ امپراطوری باور کردنی نبود) در تک تک اینها ضعف مدیریت انسان بر خودش ، به وضوح قابل مشاهده است، اشکال  را در خود جستجو کنیم، همه چیز که به دست دیگران و مسئولین بر سر ما آوار نشده است. آیا با هم خانگی، همکار، همسر و دیگر افرادی که با آنها در تعاملیم توانسته ایم با نیت پاک و شفاف روبرو شویم! یا اینکه فقط خوشی و راحتی برای ماست و هرچه بدی است برای دیگران باید باشد!!! ما شادیم و مشکلی نداریم و دیگران اهمیتی ندارند!!! بدطینتی ، بدعاقبتی را در بر دارد، این خطری است که ما، زندگی ما و زندگی سازمانی ما را مورد تهدید جدی قرار داده است.( باید عوض شویم )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *